از تفسیر بیانی تا فقه اللغة: تحلیل تطبیقی روش بنت‌الشاطی و علامه واعظ‌زاده در معناشناسی واژگان قرآن کریم
کد مقاله : 1007-CONF-FULL (R1)
نویسندگان
رضا ملازاده یامچی *
پسا دکتری، علوم قرآن و حدیث، پژوهشگر بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی مشهد، مشهد، ایران.
چکیده مقاله
فهم دقیق نظام معنایی قرآن کریم، نیازمند روش‌شناسی‌ای است که از محدودیت‌های لغت‌نگاری سنتی فراتر رفته وبه استقلال وانسجام درونی متن توجه کند.این پژوهش با هدف کالبدشکافی وتبیین سیر تکامل روش‌های معناشناسی قرآن در دوران معاصر،به تحلیل تطبیقی دوالگوی برجسته ومتن‌محور می‌پردازد: «تفسیر بیانی» بنت‌الشاطی و«فقه اللغة» علامه محمد واعظ‌زاده خراسانی.
این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای تطبیقی،ابتدا مبانی نظری وکاربست عملی هر یک از دوروش را به صورت جداگانه تشریح کرده وسپس در یک تحلیل مقایسه‌ای،نقاط تلاقی وواگرایی آن‌ها را شناسایی می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دواندیشمند در اصولی چون «استقراء موضوعی»،«حاکمیت سیاق» واصل کلی «قرآن‌بسندگی» اشتراک نظر دارند. با این حال،وجوه واگرایی،نشان‌دهنده یک جهش الگویی در روش علامه واعظ‌زاده است. این تمایز در سه حوزه کلیدی آشکار می‌شود: نخست،هدف وساختار نهایی اثر،که در کار علامه واعظ‌زاده به جای یک «تفسیر»،به تأسیس یک «علم» در قالب موسوعه‌ای انجامیده است؛ دوم،میزان نظام‌مندی وقابلیت بازتولید روش،که در روش علامه واعظ‌زاده با تکیه بر تحلیل‌های آماری وساختاری به اوج خود می‌رسد؛ وسوم،باور به «استقلال نظام اصطلاحی قرآن» که بر اساس آن،قرآن نه صرفاً کاربر زبان عربی،بلکه واضع نظام معنایی مستقل خویش است.
نتیجه نهایی این پژوهش آن است که روش‌شناسی علامه واعظ‌زاده،به‌ویژه در بخش «الاستعمال القرآنی»،صرفاً یک روش تفسیری دیگر نیست،بلکه با ارائه یک دستگاه تحلیلی دقیق،منسجم وقابل تکرار،یک «الگوی علمی نوین» را در مطالعات واژگانی قرآن بنیان نهاده است که به جای ارائه تفسیری آماده،«ابزار علم تفسیر» را در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.
کلیدواژه ها
فقه اللغة، تفسیر بیانی، علامه واعظ‌زاده خراسانی، بنت‌الشاطی، معناشناسی قرآن، روش‌شناسی تفسیر، الاستعمال القرآنی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی